زیر سقف آسمان

زیر سقف آسمان مقام یک جست وجوگر است.

کلمه می‌فروشم

سرآغاز: این را به‌خاطر این روزها نوشته‌ام. ترجیح می‌دهم بدون شرح باشد.

کلمه می‌فروشم
در حالی که وعده می‌دهم روزی سبز خواهند شد
آن‌گاه می‌گویم هان زیان نکنی!
می‌پرسم آیا می‌دانی کلمات مرا به چه قیمتی خریده‌ای؟
من کلمات‌ام مجانی نیست
اما چه کسی تو را مجبور می‌کند از کلمات‌ام بخری؟!
من کلمه می‌فروشم
تمام ثروت من همین است
هان تو مجبور نیستی از من چیزی بخری!
اما بدان که کلمات‌ام روزی سبز خواهند شد
کلمه می‌فروشم
تمام ثروت من همین است
هان تو‌ این‌جا چیزی جا گذاشته‌ای؟!
خیلی بزرگ‌تر از کلمات من
من منظوری نداشتم
من فقط کلمه می‌فروختم
تمام ثروت من بود
راستی، اگر کلمات‌ مرا پس بیاوری گران‌تر خواهم خرید
اگر کلمات‌ام سبز نشدند و بی‌هوده بودند [1] برگرد و آن‌ها را بر سرم بکوب نگران نباش!
اگر توانستی برگرد و آن‌چه جا گذاشته‌ای با خود ببر
باور کن کسی مانع‌ات نخواهد شد
کلمه می‌فروشم
در حالی که وعده می‌دهم روزی سبز خواهند شد
آن‌گاه می‌گویم هان زیان نکنی!
کلمه می‌فروشم
تمام ثروت من همین است.

پی‌نوشت
1. وَ مِن النّاسِ مَن یَشتَرِی لَهْو‌ الحدیث (آیه‌ی 5 سوره‌ی لقمان). «و برخی از مردم کسانی‌اند که سخن بیهوده را خریدارند» (قرآن مجید، ترجمه‌ی محمدمهدی فولادوند).

Advertisements

9 دیدگاه»

  shagerd wrote @

استاد کلمات شما کتاب های نا خوانده و نا نوشته ی ماست … کلماتتان روزی جنگلی انبوه میان دشتی بی کوه خواهد شد … زنده باد

  محدثی wrote @

سپاس‌گزارم از لطف‌تان! زنده باشید! باشید که چنین شود!

  samira wrote @

سلام
استاد گرامی ضمن عرض خسته نباشید ، من شخصا کلمات شما را با بالاترین بها ، خریدارم . برای این که هر کلمه ی ، شما با ارزش ، و ماندگار است .
شهادت ام الائمه فاطمه زهرا (س) تسلیت باد التماس دعا

موفق و موید باشید .

  shagerd wrote @

emailetono peida nakardam majbor shodam inja comment bezaram sorry

خلوت با بهترین دوست
گفتم: خسته‌ام
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک… یه اشاره‌ کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل… اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم – نسبت به همه – مهربونه (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
..:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! … توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفتی: الیس الله بکاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

  نودهی wrote @

سلام اقای دکتر
دانشجوی دکتری دانشگاه فردوسی می باشم که روی موضوع رضایت گردشگران دینی مشغول به تحقیقم .مطالب شما درباره اقتصاد دین حاجیان را در سایت انجمن جامعه شناسی خوانده ام و بسیار پسندیده ام.
مبحث شما در طرح عقلانیت دینی برگرفته از دیدگاه دکتر شریعتی در نقد و تمایز از دیدگاه استارک و فینک برایم نامفهوم بود. خواهشمند است در صورت امکان منابع بیشتری در این خصوص معرفی و صلاحدید جنابعالی چکیده کار برایم ارسال گردد.ثانیا نحوه ی دسترسی به اصل پژوهش و یافته های ان را مشخص فرمایید .
باتشکر وسپاس فراوان

  نودهی wrote @

با عرض سلام مجدد و پوزش فراوان از اشکالات انشایی متن فوق.

  محدثی wrote @

بحث‌ام در باب نقد کتاب استارک و فینک در مطلب انجمن منتشر شده است. شاید فرصتی بکنم و تکمیل‌اش کنم و در همین‌جا منتشرش سازم. اما اساس بحث من این بود که منطق محاسبه‌ی انسان دین‌دار از جهاتی متفاوت از بقیه است و استارک و فینک اصلا به این تفاوت توجه ندارند. نکات مهم دیگری هم هست که این‌جا نمی‌شود مطرح‌اش کرد. اما می توانید به کتاب‌های خود استارک و فینک و تمام کسانی که ذیل جامعه‌شناسی اقتصادگرای دین کار می‌کنند مراجعه کنید. موفق باشید!

  انسان wrote @

کلماتی که فروختی را پس آوردم اما چنان به من گره خورده که گویی ، من شده است. کلماتت چنان باری به دوشم گذاشت که هنوز،از پس سالها ، به آن دچارم. و حال معنی کلماتت را میفهمم….انگار ،زمان مثل درمان بود_ مثل چیزی که دیگر حسش نمی کنی_ اما من دیگر کودک نیستم.باید با درد کنار آمد……….. کلماتت همیشه در ذهنم جاریست…………
معلم ، زندگیتان سرشار از شادی باد.

  حمیدرضا رضوی wrote @

تنها تو نیستی بی خبر از حال و روز من
تنها منم ! منی که به فکر پریدنم

اصلا نیازمند شنیدن تو نیستی
باز این منم که سخت محتاج گفتنم

استاد گران فروشم که هرچه از شما خریدم گران قدر و گران مایه یافتم!
از شما «شکریست با شکایت» ای «شهره ی خوبان ِ» من
اما….
از دست و زبان که بر آید
کز عهده ی شکرش به در آید ؟!
و اما شکایت!
شما در دل من بذر بیمی کاشتید که رود زمان آبیاریش خواهد کرد!
اینکه نکند «حسن محدثی» نیز به لیست اقبال، شریعتی،بازرگان و سروش اضافه شود.عزیزانی که همواره حسرت ندیدن و نداشتنشان را دارم.
امیدوارم اگر دلیلی نبود،علت یاری کند که همواره محظوظ گران فروشی هایتان باشم !!!!

همواره سلامت و پاینده …..
پ . ن
(ترکیب اشعار با دید هنری صورت گرفته، نه ادبی و علمی )
منبع :
کوله بار خریدار کلمات


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: