زیر سقف آسمان

زیر سقف آسمان مقام یک جست وجوگر است.

افسانه‌ی خلبان مقصّر: تبیین جامعه‌شناختی شوهرکشی

سرآغاز: با عرض معذرت از مخاطبان گرامی بابت تأخیر زیاد در به روز کردن وبلاگ، که ناشی از مشغله‌ی زیاد بین دو ترم بود، خبر یک نشست علمی را آن‌هم متأسفانه پس از برگزاری تقدیم می‌کنم. آن‌قدر گرفتار بودم که مجال اعلام به‌موقع خبر را نیافتم. در شانزدهم بهمن 1391 در کارگروه زنان و مناسبات خانواده‌ی انجمن جامعه‌شناسی بحثی داشتم تحت عنوان «شوهرکشی: یک بحث نظری». این بحث برای من محمل خوبی بود تا از طریق آن جامعه‌شناسی دگرسالار و شبه‌علمی ایران را نقد کنم و با ذکر نمونه‌هایی در
جامعه‌شناسی خانواده نشان دهم که جامعه‌شناسی ایرانی شبه‌علمی است و نمونه‌ی آن را می‌توان در مباحث جامعه‌شناسی خانواده دید. جامعه‌شناسی دگرسالار را به دو نوع جامعه‌شناسی جزم‌اندیشانه (که جامعه‌شناسی‌ای در خدمت یک مکتب خاص است -مثلا جامعه‌شناسی برای و در خدمت مارکسیسم، جامعه‌شناسی برای و در خدمت سکولاریسم، و جامعه‌شناسی برای و در خدمت اسلام-) و جامعه‌شناسی صغیر (که جامعه‌شناسی‌ای است که بدون توسل به مفاهیم ‌نظریه‌های جامعه‌شناسان غربی نمی‌تواند بیندیشد و چیزی تولید کند و تمام دغدغه‌اش این است که آرای امثال بوردیو و گیدنز را ایرانیزه کند) تقسیم کردم و گفتم که نتیجه‌ی چنین جامعه‌شناسی‌ای وقتی که می‌خواهد جامعه‌ی ایرانی و مسائل‌اش را توضیح و تبیین کند بدل می‌شود به جامعه‌شناسی‌ای شبه‌علمی که گزاره‌های کلی و غیرقابل وارسی‌ای ارائه می‌کند که هیچ گرهی را نمی‌گشاید و متکی به افسانه‌‌ای است به‌نام افسانه‌ی تنوع علل. این‌که پدیده‌های اجتماعی علت‌های گوناگونی دارد بهانه‌ای است تا جامعه‌شناسان ایرانی کلی‌گویی کنند و اقدام به کشف و تعیین زنجیره‌های علی پدید‌آورنده‌ی پدیده‌ی مورد بحث نکند. جامعه‌شناسی خانواده آکنده از این نوع کلی‌گویی‌ها است. سپس در مورد موضوع شوهرکشی انواع کلی‌گویی‌ها و افسانه‌های پژوهش‌های مربوطه را ذکر کردم؛ از جمله افسانه‌ی قربانی بودن زنان شوهرکش و خردشدن آن‌ها توسط مردان مقتول! امروز که در همین باره می‌اندیشیدم به یاد افسانه‌ی دیگری افتادم که برای این بحث خیلی بامسمّا است: افسانه‌ی خلبان مقصر. این افسانه مربوط به سرزمینی است که یک جعبه‌ی سیاه بزرگ داشت که در آن چیزهای زیادی وجود داشت؛ از جمله دو گیاه مسموم‌کننده‌ی مشام‌آزار اما افسون‌گر به نام‌های مسؤولیت‌ناپذیری و مظلوم‌نمایی. هواپیماهای این کشور تند‌تند سقوط می‌کردند و تعداد زیادی از مسافران در اثر این سقوط‌ها‌ی پی‌درپی کشته می‌شدند. سپس کارشناسان به سراغ جعبه‌ی سیاه می‌رفتند و در آن را می‌گشودند و افسون می‌شدند و نتیجه می‌گرفتند که خلبان مقصر سقوط هواپیما است. این ماجرا بارها تکرار شد و هر بار خلبانی که دیگر وجود نداشت تا از خود دفاع کند، به‌عنوان مقصّر به مردم معرفی شد؛ در حالی‌که خلبان نیز یکی از همان مردمان بود و لزوماً بیش‌تر از دیگران مقصر نبود.
حالا افسانه‌ی خلبان مقصّر هر بار زمانی که زن شوهرکش دست‌گیر می‌شود و محاکمه می‌گردد، حکایت‌پردازی می‌شود. در این حکایت‌پردازی‌ها فقط خلبان مقصر است و بقیه به‌ویژه زن شوهرکش و معشوقه‌اش تطهیر می‌شوند و جالب این است که تمام جامعه‌شناسان خانواده، جرم‌شناسان، و برخی از وکلای ایرانی این افسانه را باور کرده‌اند و بر اساس همین باورمندی نیز دست به تحلیل زده‌اند. من جانب‌دار خلبان نیستم بل‌که فقط می‌پرسم اگر خلبان می‌بود چه‌گونه روایت‌پردازی می‌کرد؟! صدای مفقود خلبان را چه کسی می‌شنود؟ جامعه‌شناسی خانواده‌ی ما هنوز درنیافته است که عمر خانواده‌ی ایرانی کوتاه شده است و شوهرکشی نیز یکی از مهم‌ترین قراین کوتاهی عمر خانواده‌ی ایرانی است.
باری، تفصیل بحث بماند تا موقعی که نوار این سخن‌رانی پیاده و تنظیم و تدوین شود. اما سه گزارش از این سخن‌رانی در سه پای‌گاه خبری تحلیلی زنان منتشر شده است (خود این نشان می‌دهد که زنان ایرانی امروزه چه‌قدر فعال‌اند. امروز حرف می‌زنی فردا منتشر می‌شود!). هیچ‌یک از این گزارش‌ها بدون اشکال و تحریف نیست. در برخی از موارد حرف‌های من بدجور تحریف شده است. مثلا یکی از قول من نوشته است: «به دلیل گسترش فردگرایی و ضعف شبکه‌های روابط و از بین رفتن نظارت خانواده هسته‌ای، ارزش‌های چون وفاداری و عشق کم رنگ شده است». در حالی‌که من گفته ام ارزش‌های جمع‌گرایانه تضعیف جمع‌گرایانه مثل وفاداری تضعیف می‌شود و عشق ارزشی جمع‌گرایانه نیست بل‌که از قضا در رواج فردگرایی زاده می‌شود. سایت دیگری (زنان‌پرس) چنان تیتر زده است که گویی می‌خواهد به سخن‌ران دهن‌کجی کند و کل بحث مرا مخدوش نشان دهد: «زن نمی‌تواند طلاق بگیرد، پس شوهرش را می‌کشد!». البته احتمالا چنین منظوری نداشته اند؛ فقط علامت تعجب‌اش چنین چیزی را تداعی می‌کند. اما من گفته‌ام زن متأهلی که با مرد بیگانه وارد رابطه‌ی عاشقانه شده و تعلّق خاطر شدیدی پیدا کرده و از نظر روانی دچار تضاد شدیدی شده و نمی‌تواند این وضع را تحمل کند، چون نمی‌تواند طلاق بگیرد به شوهرکشی رومی‌آورد. این تیتر غلط است چون زنان در گذشته هم حق طلاق نداشتند و همه‌ی بدبختی زنده‌گی‌شان را تحمل می‌کردند و شوهران‌شان را نمی‌کشتند. در گذشته زنان امکان این را نداشتند که با مردان نامحرم وارد روابط عاشقانه بشوند –مگر به‌ندرت و به‌طور استثنایی. این اتفاق در ایران مدرن رخ می‌دهد. زنان‌پرس هم‌چنین به‌غلط تیتر زده است: «عمر عشق به پایان رسیده است». اما من نگفته ام عمر عشق کلاً به پایان رسیده است بل‌که گفته‌ام که عمر عشق کوتاه است. زنان پرسه خود اش در توضیح همین تیتر حرف مرا به‌درستی منتقل کرده‌ است: «عشق عمرش زود به پایان می‌رود»؛ هر چند که این جمله از نظر ادبی غلط است و ما در فارسی تعبیر «به پایان رفتن» نداریم! این خبرگزاری‌ها از این اغلاط زیاد مرتکب شده‌اند و برخی را هم به من نسبت داده‌اند: «این جامعه‌شناس در آخر بحث خود ضمن این‌که عوامل یادشده را در فرآیند شوهرکشی در ایران موثر عنوان کرد». اما من بارها در همین‌جا تذکر داده‌ام که عنوان می‌دهند ولی عنوان نمی‌کنند. چه می‌شود کرد! نباید زیاد انتظار داشت. همین‌قدر که گزارشی تهیه کرده‌اند تشکر می‌کنم. در هر حال گزارش مهرخانه کمی به‌تر است و عنوان درستی به گزارش داده است؛ هر چند که ناقص است و در پاره‌ای موارد نیز سخن مرا مخدوش کرده است. برای مراجعه به مطالب این سه پای‌گاه خبری می‌توانید به نشانی‌های زیر مراجعه کنید. در ضمن از گروه «زنان و مناسبات خانواده‌»ی انجمن جامعه‌شناسی ایران و هم‌کاران گرامی‌ام خانم دکتر عالیه‌ شکربیگی و آقای محقق معین بابت لطفی که به من داشته‌اند و فرصت طرح بحث را برایم فراهم کرده‌اند بسیار سپاس‌گزار ام. من گزارش مهرخانه را ویرایش نکرده‌ام بل‌که فقط کمی فواصل را درست کرده‌ام و در یک مورد نیز یک قلاب افزوده‌ام. لازم به ذکر است که در این جلسه جناب آقای احمد فعال نیز درباره‌ی موضوع «قدرت و جنسیت» سخن‌رانی کردند.

http://zananpress.com/archives/31071
http://www.we-change.org/spip.php?article10292
http://mehrkhane.com/fa/news/5492/%D9%

«کد خبر: ۵۴۹۲
تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۳۹۱ – ۱۲:۲۹1
در کارگروه زنان و مناسبات خانواده انجمن جامعه‌شناسی عنوان شد؛

پژوهش‌های شوهرکشی به نفع زنان سوگیری دارد
مهرخانه، پایگاه خبری-تحلیلی خانواده و زنان
سردی عاطفی سبب می‌شود که زنان در موقعیت ارتباط با دیگران این امکان را پیدا کنند تا با یک فرد نامحرم در عین تأهل وارد رابطه‌ای عاشقانه شوند و این پدیده روز به روز در ایران معاصر در حال گسترش است.

کارگروه زنان و مناسبات خانواده انجمن جامعه‌شناسی عصر دیروز با حضور جامعه‌شناسان به بررسی مسئله شوهرکشی پرداخت. در این جلسه حسن محدثی بحث خود را با عنوان «شوهرکشی؛ یک تحلیل نظری» ارائه کرده و سپس احمد فعال به بررسی نسبت قدرت و جنسیت پرداخت.

به گزارش خبرنگار مهرخانه، در ابتدای این نشست، عالیه شکربیگی، دبیر کارگروه زنان و مناسبات خانواده، با اشاره به این مطلب که خانواده زیربنای جامعه است و بیش از هر نهاد دیگری در شکل‌گیری شخصیت افراد و انتقال ارزش‌ها مؤثر است، گفت: به همین جهت آسیب‌های موجود در این نهاد مانند خشونت خانگی که در شدیدترین نوع به قتل منجر می‌شود، جامعه را با بحران جدی مواجه می‌کند. وی افزود: همسر کشی خانواده را به ورطه نابودی می کشاند و پیامدهای این مسئله آن را از یک مسئله فردی خارج می کند و بر سلامت جامعه مخرب است.

پژوهش های شوهرکشی به نفع زنان سوگیری دارد
سپس دکتر حسن محدثی، کارشناس جامعه‌شناسی دین با نقد جامعه‌شناسی معاصر ایران و وابسته بودن آن به علم و نظریات غربی، به ارائه نظریات خود در بررسی پدیده شوهرکشی پرداخت و گفت: شوهرکشی یک پدیده جدید است؛ از گذشته مردها، همسرانشان را به قتل می رساندند که البته جای تأسف دارد، اما این‌که زنان به قتل همسرانشان دست بزنند درگذشته نادر بوده و در یکی دو دهه اخیر افزایش پیدا کرده است و به نظر می‌رسد روز به روز تعداد این نوع قتل بیشتر می‌شود.
وی به کلی‌گویی و پرطمطراق‌گویی در جامعه‌شناسی معاصر ایران اشاره کرد و گفت: به‌عنوان مثال در پژوهشی، فرضیه‌ای هست مبنی بر این که جهل و بی‌سوادی منشأ بسیاری از جرایم جامعه، از جمله جرم همسرکشی است و در این فرضیه کلی‌گویی واضح است. محدثی راه حلی را که محقق ارائه داده است چنین عنوان کرد: اقدام‌های اساسی و واقعی در جهت آموزش همگانی؛ چراکه جهل سر منشأ مشکلات عدیده اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است. در حالیکه این راه حل شبه علمی است و کارآمد نخواهد بود.
این کارشناس جامعه‌شناسی دین به پژوهش‌های شبه علمی دیگری اشاره کرد و از کلی‌گویی‌های پژوهش‌های موجود و ناکارآمدی آنها انتقاد نمود و ویژگی تحقیقات را چنین عنوان کرد: سوگیری تحقیقات به نفع زنان؛ یعنی معمولاً زنان، قربانی و مردان، خشن تلقی می‌شوند. به‌عنوان مثال به مقاله‌ای با عنوان «شوهرکشی واکنش است، نه کنش» اشاره می‌کنم که می‌خواهد بگوید زن ها مقصر نیستند. تحقیقات غیرایرانی این پدیده را به شکل زنان خرد شده عنوان می‌کنند که قتل همسر، در حقیقت واکنش زن در یکی از موقعیت‌های خشن است.
وی افزود: ویژگی دیگر اغلب این گزارش‌ها این است که شوهرکشی را از مجموعه همسرکشی جدا نمی‌کنند و تمایزی بین نوع قتل زنان به دست مردان و مردان به دست زنان قائل نیستند؛ در حالی که من فکر می‌کنم این مسائل دارای جنس متفاوت هستند. ویژگی دیگر این تحقیقات، افسانه تعدد علل است و در آنها به تنوع علل اشاره می‌شود؛ در حالی که ما نیازمند نظریاتی هستیم که زنجیره علل را تعیین کرده و بتواند مشخص کند با دستکاری [و] تغییر کدام علل، مسئله از بین می‌رود.

حق طلاق زنان؛ راه حلی برای رفع شوهرکشی
محدثی افزود: در اثر تغییرات اجتماعی و مدرن شدن، وضع زنان با دهه‌های گذشته به‌کلی تغییر کرده است و زندگی شهری شده، خانواده هسته‌ای و رسانه‌های جدید زنان را از پستوی خانه‌ها بیرون کشیده و موقعیت زنان در خانواده ها تغییر کرده است. نهادهای نظارتی گذشته مانند خانواده‌های گسترده که موجب تقویت ارزش‌های جمع گرایانه بود، دیگر وجود ندارد و به دلیل گسترش فردگرایی، خانواده‌های ما اکنون در موقعیت فروپاشی قرار دارند و عمر خانواده ها در ایران کوتاه شده است و در این حال عشق می‌میرد. وی به سردی روابط زن و مرد که ناشی از گسترش فردگرایی است اشاره و تصریح کرد: خیانت مرد، فقر و بسیاری مسائل دیگر می تواند موجب سردی روابط باشد و این سردی عاطفی سبب می‌شود که زنان در موقعیت ارتباط با دیگران این امکان را پیدا کنند تا با یک فرد نامحرم در عین تأهل وارد رابطه‌ای عاشقانه شوند و این پدیده روز به روز در ایران معاصر در حال گسترش است. بخشی از زنان می‌توانند در وضعیتی تضادآمیز زندگی کنند و هم‌زمان رابطه مشروع و نامشروع خود را حفظ نمایند؛ اما بخشی نمی‌توانند با این وضعیت تناقض‌آمیز کنار بیایند و دچار بحران روانی می‌شوند. در این شرایط تنها راه حل، طلاق زن از همسر خود است و چون زن ایرانی امکان طلاق ندارد و فرآیند طلاق طولانی است، گزینه دیگر خلاصی یافتن از همسر مشروع است که منجر به کشتن مرد، از طریق همراهی شخص ثالث، می شود.

محدثی فرضیه خود را چنین عنوان کرد: شوهرکشی محصول فردگرایی، کوتاه مدت بودن خانواده و تعلق عاطفی زن به یک مرد بیگانه است و این زن واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه کاملاً کنش دارد و راه حل این است که زنان بهتر است حق طلاق داشته باشند.

زن در غرب آزاد نیست بلکه ابژه است
سپس احمد فعال، پژوهشگر در حوزه مسائل اجتماعی و سیاسی به سخنرانی خود تحت عنوان «قدرت و جنسیت» پرداخت. وی منظور خود را از مفهوم قدرت، رابطه بین فرودستی و فرادستی عنوان کرد و گفت: زن موضوع قدرت است؛ چون مهم‌ترین محمل آن است و من معتقدم جنسیت مهم‌تریم [مهم‌ترین] محمل سلطه به حساب می‌آید.
وی با اشاره به نظریه فوکو، دو شکل از بازنمایی قدرت در زمان قبل از بورژوازی و بعد از آن را عنوان کرد و افزود: زن گاهی در مقابل مرد در مقام کنش‌گری نیست، بلکه به‌عنوان ابژه قرار می‌گیرد و مرد را در مقام سوژه‌گری ارتقا می‌دهد.
وی به کنترل ذائقه جنسی کارگر توسط کارفرما اشاره کرد و گفت: درگذشته این اتفاق افتاد؛ در حالی‌که این کنترل ذائقه جنسی، به علت اخلاق محوری نبود، بلکه به دلیل متمرکز کردن کارگر بر امر تولید بود. از طرفی زمانی که بازار نیاز به توسعه کالایی و مصرف داشت، سکوالیسم به کمک بورژوازی آمد و عنصر سکس به‌عنوان ابزار مهم کنترل مطرح شد و در حال حاضر در غرب ما شاهد آزادی زن نبوده و شاهد ابژه شدن او هستیم.

جلسه با پرسش حضار و پاسخ کارشناسان به پایان رسید.

انتهای پیام/900916″

Advertisements

No comments yet»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: