زیر سقف آسمان

زیر سقف آسمان مقام یک جست وجوگر است.

واکنش‌هایی به مقاله‌ی «لزوم تجدید نظر در آموزه‌ی امر به معرو ف و نهی از منکر در جامعه‌ی مدرن»

واکنش‌هایی به مقاله‌ی "لزوم تجدید نظر در آموزه‌ی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه‌ی مدرن"

مقاله‌ام درباره‌ی " لزوم تجدید نظر در آموزه‌ی امر به معروف و نهی ازمنکر در جامعه‌ی مدرن" واکنش‌هایی مثبت و منفی در پی داشته است. برخی از دین‌داران آن را پسندیدند و برخی از ضددین‌داران علیه آن موضع گرفتند. از واکنش‌های مثبت درمی‌گذرم و به تنها واکنش منفی‌ای که تاکنون دیده و شنیده‌ام اشاره می‌کنم. من در این‌جا مایل‌ام نظر یکی از این مخالفان را در این‌جا منعکس کنم و از مخاطبان بپرسم که نتیجه‌ی این نوع مواجهه با امور دینی چیست؟

آقای رضا پارچی‌زاده (اگر اسم‌شان را درست نوشته باشم) در فیس بوک خود درباره‌ی مقاله‌ی من در مقام نقد، به تمسخر پرداخته و نوشته است:

"«امر به معروف و نهی از منکر» مصداق بارز تجاوز به حریم شخصی افراد و کنترل اجباری رفتارهای عمدتا حسی/فیزیکی آنهاست. این روش ضدانسانی، وسیله‌ای است برای قدرت بخشیدن به عده‌ای کم بر عده‌ای زیاد همچون چوپانان، به این بهانه که قیمانِ اخلاق و نگاهبانان دروازه های بهشت هستند. بدین ترتیب، این اصل از آن اصولی است که به جد «قرون وسطایی» بودنِ ریشه‌اش – که همانا دین اسلام باشد – را به نمایش می‌گذارد. بدا به حال ما که در این روزگار هنوز باید درباره امر به معروف و نهی از منکر «تحقیقات» منتشر کنیم و تازه به «تلطیفِ» آن توصیه نماییم، و نه به برانداختنش به خاطر دِمُده بودنش. این البته از برکات «اسلامی رحمانی» است!"

نشانی: https://www.facebook.com/rparchizadeh/posts/392300004230369

من ایشان را نمی‌شناسم و از میزان آشنایی وی با دین و اسلام بی‌خبر ام. اما دلیل انعکاس این واکنش این است که ما با نمونه‌های متعدّدی از این نوع مواجهه با امور دینی سر و کار داریم. جنبه‌ی استهزاآمیز نوشته‌ی ایشان زیاد مهم نیست. آن‌چه بیش‌تر جای تأمّل دارد این است که آیا این نوع مواجهه، مواجهه‌ای مبتنی بر شناختی معتبر از اسلام (اسلام‌شناسانه) است یا صرفاً واکنشی است؟ آیا مواجهه‌های واکنشی در قبال دین راه‌گشا است و ما را به نتیجه‌ی مطلوبی می‌رساند؟ یا برعکس، به واکنش احساسی و عاطفی و تعصّبی طرف مقابل (از موضع دفاع از دین) دامن می‌زند؟ آیا چنین نوع مواجهه‌ای به نقدی راه‌گشا از دین منتهی می‌شود؟

من در این‌جا (در این پست) فقط مایل‌ام نظر مخاطبان را به چنین مواجهه‌ای جلب کنم و نظر آنان را درباره‌ی پرسش‌های فوق جویا شوم. اضافه می‌کنم که اغلب مخالفان دین در نقد دین تنها به ذکر اتّهام عقب‌مانده بودن و منسوخ بودن احکام و آموزه‌های دینی بسنده می‌کنند. لابد به‌خاطر این‌که خود ادیان اموری واجد قدمت هستند و در اعصار ماضی ظهور کرده‌اند. امّا جالب است بدانید که برخلاف نظر ایشان که آموزه‌ی امر به معروف و نهی از منکر را قرون وسطایی می‌داند، مایکل کوک آمریکایی که مهم‌ترین کتاب تاکنون منتشر شده را درباره‌ی امر به معروف و نهی از منکر نوشته و برای نوشتن‌اش 15 سال تحقیق کرده و سه زبان عربی و فارسی و ترکی را یاد گرفته است (این کتاب با دو ترجمه‌ی متفاوت به فارسی منتشر شده است)، تأسّف می‌خورد که چرا در فرهنگ آمریکایی چنین عنصر فرهنگی و اخلاقی وجود ندارد.

Advertisements

3 دیدگاه»

  سعيد wrote @

به نظر من بايد بين دين به عنوان يك موضوع مورد مطالعه و عناصر موجود در دين تقكيك و تمايز قايل شد.در اين معنا ما نميتوانيم ادعا كنيم كه دين در كليت آن براي اين زمان لازم است ويا بر عكس هر آنچه در وي وجود دارد مضر است.البته بايد به چند نكته اساسي دقت كرد:1-دين چگونه و بر چه اساسي به وجود آمد؟2-شرايط و اوضاع جامعه.ساخت وساختار هاي موجود در جامعه اي كه دن درش برخواسته(بالاخص دين اسلام و جامعه آن زمان)به چه شكلي بوده؟3-نوع جهان بيني مردمان آن زمان و مكان؟4-نوع رابطه بين اين جامعه با با جامعه مرجع؟آيا سنخيت دارند يا در تضاد يكديگرند؟و سوالاتي ديگر.و نيزمهمتر پايه هاي فلسفي و منطقي در باب دين و به كلي جهان بيني ديني-اسطوره اي. كه به نظر من نياز به حيساسيت بيشتري دارد.

  میهندوست wrote @

جناب دکتر محدثی ! اگر می بینید که آقای مایکل کوک دارد با شور و شوق در حوزه اسلام شناسی و امر به معروف و نهی از منکر مطالعه و مداقه می کند ،به این دلیل است که ایشان در کشوری مثل ایران یا عربستان زندگی نکرده و اگر هم مسافرتی به کشورهای اسلامی و ایران کرده برای دیدار از دارالحدیث، حوزه های علمیه وقدر دیدن و بر صدر نشستن و گرفتن جایزه و به به و چهچه شنیدن بوده تقریباً همیشه در همین حدبوده است ولاغیر ،چنین رفت آمدو تحقیق و پژوهشی که شاید از سر کنجکاوی و یا دلسیری باشد ،اگر زندگی نکبت بار ایرانیان دربند افکار منحط و واپسگرای عده ای که اگر به قیافه هایشان نگاه کنی احساس می کنی که با ماشین زمان به هزار سال پیش رجعت کرده ای را تجربه می کرد و با گوشت و پوست خود آن را حس می کرد مطمنم که با شنیدن کلمه امر به معروف و نهی از منکر حالش به هم می خورد ، نه اینکه چنین نسخه ای را برای کشوری مثل آمریکا بپیچد، خوبه که حالامردم ایران غرق در امر به معروف و نهی از منکر هستند و روز و شب چشمان و گوششان از این کلمه و کلمات شبیه آن پر شده است وکم کم تبدیل به انسانهای بی حسی می شوند که خود آقای مایکل کوک نمونه اش را در ایستگاه قطار شیکاگو مشاهده نموده ،و چه شباهت غریبی به اتفاقی که در میدان کاج خودمان در دو سال پیش افتاد دارد.

  حسن محدثی Hassan Mohaddesi wrote @

در کلیت‌اش با شما موافق‌ام! اما آیا این برای زیر سؤال بردن اصل آموزه نیز کافی است؟


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: