زیر سقف آسمان

زیر سقف آسمان مقام یک جست وجوگر است.

بایگانیِ نظریه‌ی جامعه‌شناختی، نظریه‌ی اجتماعی، تفکر اجتماعی، محمدحسن محقق معین، راز نظریه‌ی اجتماعی دینی

نظریه‌های جامعه‌شناسی -محمدحسن محقق معین

سرآغاز: محمدحسن محقق معین از دوستان تازه‌یافته‌ی من است. اولین بار امسال در افطاری دانش‌گاه تربیت مدرس با ایشان آشنا شدم. در همان آغاز آشنایی، صمیمانه و دوستانه به من یادآوری کرد که باید کوتاه‌تر بنویسم تا مخاطبان بتوانند بحث‌ها را دنبال کنند. من خدا را به‌خاطر داشتن دوستان عزیز و فرهیخته‌ای مثل محمدحسن محقق‌معین شکر می‌کنم و امید دارم که بر خیل آنان افزوده شود؛ اگر که من شایسته باشم. محقق معین عزیز بعد از خواندن نوشته‌ی من تحت عنوان «راز نظریه‌ی اجتماعی دینی» (1) و (2) نامه‌ای برایم نوشته و مقاله‌اش را در باب موضوع مورد بحث من در راز نظریه‌ی اجتماعی دینی ارسال کرد. من نخست مقاله‌ی ایشان را منتشر می‌کنم و یحتمل، سپس در سر فرصت نکاتی را در این باب خواهم نوشت. از همه‌ی صاحب‌نظران می‌خواهم به این بحث ورود کنند و از نظرات خویش ما را بهره‌مند سازند. از محقق معین عزیز که بر من منت نهاده است، بسیار سپاس‌گزارم و مشارکت‌اش را قدر می‌دانم. در زیر، نخست نامه‌ی ایشان را خواهید خواند و سپس مقاله‌ی وی خواهد آمد. به امید سلامتی و کام‌یابی‌اش!   

دوست و همکار گرامی جناب آقای دکتر محدثی

سلام،بخش اول و دوم مقاله شما را خواندم. ضرورت و اهمیت تفکیک نظریه  جامعه شناختی و چند مفهوم نزدیک و مرتبط با آن از جمله نظریه اجتماعی در همایش کنکاش های مفهومی و نظری در باره جامعه ایران در اردی بهشت سال 1387 با گوش دادن به  سخنزانی جالب دکتر بیژن عبدالکریمی در ذهن من جوانه زد.و در همان زمان مباحثی در این زمینه را با الهام از این سخنرانی  در  بخش اول جزوه نظریه های جامعه شناسی در مرکز آموزش عالی امام خمینی در کرج برای دانشجویان کارشناسی ناپیوسته رشته کاردانی   علمی کاربردی روابط عمومی!  مطرح کردم .بلافاصله این مطالب را در سایت خودم تحت عنوان «چهارچوب نظریه جامعه شناختی» منتشر نمودم. با وارد کردن کلماتِ داخل دو گیومه اخیر در مستطیل جستجوی گوگل عزیز این مطلب 10 صفحه ای  به سادگی در دسترس است. در سال جاری نیز در این مطلب تجدید نظری انجام دادم که برایتان ای میل می کنم.

انگیزه علمی و خیرخواهانه شما را ارج می نهم.اما من راه حل دیگری دارم.چیزی که شما تحت عنوان «نظریه اجتماعی دینی»مطرح می کنید،به نظرمن در چارچوب مسائل اجتماعی در اسلام جای می گیرد و نوعی معرفت دینی است و تدوین آن ربطی به جامعه شناسان ایرانی ندارد.البته تدوین «نظریه اجتماعی برای ایران» که بخش مهمی از این نظریه با مقوله دین اسلام در ارتباط است وظیفه جامعه شناسان ، علمای دینی و سایر فلاسفه و دانشمندان  کشوردر حوزه های مختلف است. به نظر من چارچوب اصلی این نظریه اجتماعی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران درج شده است.همچنین چنین نظریه ای به جامعه شناسان ایرانی در انجام وظیفه  تخصصی آنان برای ارائه «نظریه های جامعه شناختی مناسب ایران» به عنوان یک پیش نیاز  محسوب می شود.

با احترام و تشکر از احساس مسئولیت جنابعالی

محمد حسن محقق معین

چهارم آبان 1389

گفتار میهمان

نظریه‌های جامعه شناسی

محمد حسن محقق معین

 فروردین  1389

 

مقدمه

اگرچه کتاب های متعددی  به زبان فارسی برای درس نظریه های جامعه شناسی وجود دارد که در سطوح کارشناسی تا دکتری به کار گرفته می شود؛اما  این آثار به صورت منفک  و کامل به دلائل گوناگون  برای  تدریس در دوره کارشناسی ناپیوسته علمی – کاربردی  روابط عمومی مناسب نیستند.لذا با گزینش  هدفمند بخش هایی اندک از بهترین آثار موجود تلاش کرده ام که  به دانشجویان در درک درس انتزاعی و سخت  نظریه های جامعه شناسی کمک کنم.مبحث اول این جزوه تحت عنوان چهارچوب نظریه جامعه شناختی  حاصل تلاش  نویسنده برای آسان سازی درک نظریه های جامعه شناسی است و توصیه می شود با دقت بیشتری به دفعات مورد  مطالعه و مباحثه قرارداده شود. مقدمه این جزوه را از سه جامعه شناس سرشناس و مبرز ایرانی عاریت گرفته ام. 

دکتر غلامعباس توسلی انتظار نظریه‌پردازی از جامعه‌شناسان را در شرایط فعلی، انتظاری زود هنگام می داند چرا  که جامعه‌شناسان ایران هنوز آن‌طور که باید و شاید نظریات مهم و انسجام‌یافته متفکران جهانی را به خوبی تحلیل نکرده و مورد بهره‌برداری قرار نداده‌اند. در عین حال، نظریه‌پردازی در حوزه علوم اجتماعی مستلزم وجود فضای نقد و تعامل وسیع در میان کنشگران این علم است که متأسفانه در جامعه علمی ما هنوز این فضا وجود ندارد. حال در چنین شرایطی که با وجود نظریات پراکنده، به دلیل عدم توجه به کار جمعی، انباشتی در این زمینه صورت نگرفته؛ به عقیده توسلی نباید به دنبال نظریه‌پردازی‌های کلان ابتکاری باشیم و با استفاده از نظریات موجود می‌توانیم به تحلیل جامعه بپردازیم.

دکتر فرامرز رفیع پور  می گوید: نظریه ها چگونه بوجود می آید؟ ابتدا به عنوان مشاهده گر پدیده ها را می بینند، بعد پدیده ها و روابط میان آنها را بررسی می کنند و به این شکل، نظریه های برد کوتاه و متوسط تبدیل به نظریه های جامع می شود. ولی ما چه می کنیم؟ مسئله ما چیست داریم؟ من که مسئله ای نمی بینم. اشتباه نکنید! تصور نکنید مسئله ای نداریم. بلکه در پژوهش های خود به هیچ مسئله ای نمی رسیم. ما مسائل، نظریه ها، روش ها و مفاهیم را به صورت تمام و کمال ترجمه می کنیم. اما امروز وقت آن رسیده است که مسائل خودمان را مطرح و آنها را سازماندهی و بررسی کنیم.

رفیع‌پور همچنین گفته است: « همه ما می دانیم که نظریه های  کشورهای غربی مبتنی بر مسائل آن هاست. آن مسائل شاید به صورت انتزاعی برای جامعه ما قابل استفاده باشد، اما مسائل ایران، بسیار گسترده‌تر از مسائل کشورهای غربی است. ما باید سعی  کنیم که مسائل خودمان را بشناسیم. از سوی دیگر، برای شناخت و حل مسائل هم نمی‌توانیم با روش تجربی به نتیجه برسیم. روش های تجربی تنها بخش محدودی از مسائل را برای  ما روشن می کند.

مهندس عباس عبدی شکل‌گیری علوم اجتماعی در ایران را منوط به تحقق سه شرط می داند.او می نویسد: شکل‌گیری هر علمی در درجه اول ناظر به وجود پرسش است. بنابراین آزادی طرح پرسش در هر عرصه‌ای شرط لازم برای پهن شدن بساط علم در آن عرصه، برای یافتن پاسخ است. شرط دوم، آزادی دانشمند برای یافتن پاسخ مناسب است. شرط بعدی، آزادی در کاربرد و تجربه پاسخ به دست آمده است. در کنار این سه شرط کلی و عام، باید عوامل زمینه‌ای دیگری را که مرتبط با آنها هستند نیز لحاظ داشت.

طرح پرسش مستلزم وجود ذهنیت خاصی است. اگر بیماری یا فقر یا جرم را یک‌سره به امور ماوراء طبیعی و خارج از اراده بشر ربط دهیم، طبعاً پرسشی که مقدمه کوشش علمی برای پاسخ باشد نیز طرح نمی‌شود. پرسش مناسب وقتی که طرح شد، باید به پرسش جامعه تبدیل شود. این امر، به‌ویژه در علوم اجتماعی اهمیت فراوان دارد، بنابراین آزادی طرح عمومی و انتقال پرسش نیز برای شکل‌گیری علم اجتماعی ضرورت دارد. از سوی دیگر، این آزادی‌ها باید ناظر به مهم‌ترین پرسش‌های جامعه باشند، چرا که در غیر این صورت، کوشش برای پاسخ دادن به پرسش‌های حاشیه‌ای، انگیزه و زمینه لازم را برای پیشرفت علمی فراهم نمی‌کند. کوشش‌هایی هم که در پاسخ به پرسش‌های حاشیه‌ای و نه پرسش‌های اساسی، صورت می‌گیرد، موجب شکل‌گیری آن علمی می‌شود که پاسخ‌هایش نفع چندانی برای جامعه ندارد و گره‌ای را از مشکلات آن باز نکرده و در نهایت به رشد و شکوفایی آن علم منجر نمی‌شود. آزادی دانشمند برای یافتن پاسخ نیز مستلزم شرایطی است. دسترسی آزاد به منابع و اطلاعات و امکانات، استقلال نسبی نهاد و حوزه علم از سایر نهادها و حوزه‌های قدرت (سیاسی، مالی و…) و آزادی در تعامل با دانشمندان درون‌رشته‌ای یا میان‌رشته‌‌ای از لوازم تحقق این شرط است.

عبدی معتقد است :آزادی در کاربرد پاسخ‌های به دست آمده به معنای نقد تجربی و نقد نظری یافته‌های علمی است. در نقد تجربی، یافته‌ها را باید در عمل و تجربه به کار بست و کارآیی و صحت و سقم قواعد ادعای آن را سنجید. اگر گزاره‌های طرح شده به این مرحله از آزمون تجربی نرسد، نمی‌توان صفت علم را بر آن اطلاق کرد اما در کنار نقد تجربی، باید نقد نظری نیز انجام شود. این نقد از سوی سایر دانشمندان انجام می‌شود و باید در انجام آن، آزادی عمل کافی داشته باشند. روشن است که یکی از نتایج نقدهای تجربی و نظری، پالایش گزاره‌های درست از غلط و انتقال گزاره‌های درست به خزانه علمی جامعه است و پیشرفت علم، به معنای حجیم‌تر شدن این خزانه از گزاره های درست نیز هست.

محقق معین- فروردین 1389


چارچوب نظریه جامعه شناختی Sociological Theory Framework 

نظریه جامعه شناختی  اهمیت و فوائد زیادی دارد.هر نظریه بخشی از واقعیت اجتماعی را در خود دارد و تصویر کامل تر از پدیده های اجتماعی از طریق تلفیق انواع نظریه ها می تواند بدست آید .نظریه سوال مطرح می كند ، فرضیه ارائه می دهد، رهیافت جدید عنوان می كند و راهنمای تحقیق است. علا وه براین درك ما را نسبت به واقعیت های اجتماعی افزایش داده و بینشی عمیق در اختیار ما می گذارد. هدف از ارائه درس  نظریه های جامعه شناسی حركت به سوی درك ، بینش، و اجتناب از سرگردانی ذهنی است .

 استفاده از چارچوب نظری در هر كار تحقیقاتی ضروری است لذا نظریه های جامعه شناسی بهترین راهنما برای هدایت كارهای تحقیقاتی می باشند.پژوهشگری که بدون در اختیار داشتن تئوری خاصی شروع به تحقیق می کند؛ انبوهی از اطلاعات مختلف را در مورد موضوع مورد مطالعه اش جمع می کند بدون اینکه بتواند استفاده ی شایانی از آنها بکند؛ در حالیكه  اطلاعات، در قالب یک نظریه منسجم قابل استفاده بوده و نتایج درخوری به دنبال خواهد داشت.

مثال :انواع نظریه ها برای تبیین ‌ شكست تحصيلي‌

در تبیین شكست‌هاي‌ تحصيلي‌ دانش‌آموزان‌ نظریه های متفاوتی  وجود دارد. در این مثال به مرور چند مورد از این نظریه ها و نه همه آنها  به اختصار می پردازیم.

اگر از شخصي‌ كه‌ تصادفي‌ انتخاب‌ شده‌ است‌ بپرسيم‌ كه‌ از آموزش‌ چه‌ تصوري‌ دارد، بي‌ترديد مخاطب‌ ما بي‌درنگ‌ كاركرد يادگيري‌ يا تربيتي‌ آن‌ را متذكر خواهد شد. اين‌ چيزهايي‌ است‌ كه‌ هر كس‌ از آموزش‌ حرف‌ مي‌زند بي‌ مقدمه‌ به‌ آن‌ مي‌انديشد. دانش‌آموزان‌ به‌ مدرسه‌ مي‌روند كه‌ ياد بگيرند، معلمان‌ حقوق‌ دريافت‌ مي‌كنند كه‌ دانسته‌هايشان‌ را انتقال‌ دهند. در چنين‌ فضاي‌ فكري‌ بود كه‌ محققان‌ بررسي‌ مسائل‌ آموزشي‌ به نظریه تربيتي‌  رسیده اند. تحليل‌ فرايندهاي‌ يادگيري‌ ‌ و مقايسه‌ روشهاي‌ مختلف‌ آموزشي‌ در تبیین و توضیح شکست تحصیلی در این  چشم‌انداز نظری  از شكستهاي‌ تحصيلي‌ در رابطه‌ با استعدادهاي‌ دانش‌آموزان‌ مورد  بررسي‌ محققین قرار می گیرد.

اما به‌ تدريج‌ اين‌ فضاي‌ فكري‌ تغيير كرد و برخي‌ از محققان‌ كه‌ در ميانشان‌ عده‌اي‌ هم‌ معلم‌ بوده‌اند به‌  علاوه بر محتوای آشکار به محتواي ‌پنهان آموزش‌  نیز توجه‌ كردند. آنان‌ پي‌ بردند كه‌ همراه‌ با تدريس‌ دستور زبان‌، درسهاي‌ تاريخ‌ و حتي‌ علوم‌ طبيعي‌ مقداري‌ هم‌ محتواي‌ ايدئولوژيكي‌ به‌ دانش‌آموزان‌ انتقال‌ داده‌ مي‌شود. از طريق‌ اين‌ درسها نه‌ تنها زبان‌ يا علوم‌ آموزش‌ داده‌ مي‌شود، بلكه‌ مفاهيم‌ سرشت‌ انساني‌، نقشهاي‌ اختصاصي‌ مرد و زن‌، پايگاه‌ كودكان‌ در جامعه‌، موفقيت‌ اجتماعي‌ يا شغلي‌ يا زندگي‌ سياسي‌ به‌ دانش‌آموزان‌ بدون‌ آنكه‌ آگاه‌ باشند و به‌ مقياس‌ وسيعي‌ به‌ معلمانشان‌، تلقين‌ مي‌شود. يعني‌ آموزش‌ از راه‌ انتقال‌ دادن‌ مفاهيم‌ مسلط‌ زندگي‌ در جامعه‌ به‌ نسل‌ جديد به‌ تأمين‌  نظم‌ اجتماعي‌ كمك‌ مي‌كند.همه‌ مردم‌ نمي‌توانند دکتر و مهندس و مدیر دولتی شوند؛ چامعه به  نانوا ، لوله‌كش‌ ساختمان‌  و رفتگر هم نیاز دارد! اين‌ گزينش‌ را مدرسه‌ بر عهده‌ مي‌گيرد. در اين‌ چشم‌انداز، شكست‌ تحصيلي‌ نتيجه‌ كاركرد اجتناب‌ ناپذير گزينش‌ و راهنمايي‌ شغلي‌ افراد بر روي‌ صفحه‌ شطرنج‌ اجتماعي‌ است‌.جامعه شناسان این موضوع را با دو عینک مشاهده می کنند. گروهی این نظم را برتافته و ضروری و عادلانه می پندارند و در چارچوب نظریه نظم به مطالعه شکست تحصیلی می پردازند و گروه دیگری،چنین نظمی را برنتافته و آن را غیر ضروری و  ظالمانه می پندارند و در چارچوب نظریه تضاد به تبیین شکست تحصیلی دانش  آموزان می پردازند.  

 اما نظریه ها برای تبیین شکست تحصیلی دانش آموزان  به همین سه نظریه ختم نمی شود! مدرسة‌ امروز (كمتر از ديروز) ديگر انحصار پخش‌ شناختها را ندارد. تلويزيون‌ و مطبوعات‌ هم‌ نقشي‌ در اين‌ ميان‌ برعهده‌ گرفته‌اند. در خانواده‌ يا با دوستان‌ دربارة‌ برنامه‌ شب‌ قبل‌ آن‌ بحث‌ مي‌شود و متقابلاً از يكديگر اطلاعات‌ كسب‌ مي‌كنند. بنابراين‌، ديگر نمي‌توان‌ به‌ مطالعة‌ كاركرد ايدئولوژيكي‌ مدرسه‌ اكتفا كرد و نسبت‌ به‌ شناختهايي‌ كه‌ از كانالهاي‌ خارج‌ از آن‌ پخش‌ مي‌شود بي‌اعتنا باقي‌ ماند. بدين‌ ترتيب‌، طرحهاي‌ تحقيقاتي‌ جديد ظاهر مي‌شود كه‌ اين‌ مسئله‌ را با ملاحظه‌ متكامل‌ بودگيها و برخوردهاي‌ ميان‌ نفوذ مدرسه‌ و نفوذ ساير منابع‌ اطلاعات‌ بررسي‌ مي‌كند. در اين‌ چشم‌انداز، شكست‌ تحصيلي‌ را مي‌توان‌ با نظریه ارتباطات تبیین نمود. در اين‌ چارچوب‌ نظري‌ استعدادهاي‌ دانش‌آموز (بهرة‌ هوش‌، معلومات‌ عمومي‌ …) ديگر تنها علت‌ (شكست‌ تحصيلي‌) نبوده و کثرت و تنوع منابع ارتباطی دانش آموزان مورد توجه و بررسی قرار می گیرد.

از ديدگاهي‌ ديگر، آموزش‌ كار مجموعة‌ سازمانهايي‌ است‌ كه‌ كاركردشان‌ در قيد هنجارها، نقشها، پايگاهها و سلسله‌ مراتب‌ اداري‌ است‌. براي‌ برخي‌ از محققان‌،  ديوانسالاري‌ و انعطاف‌ ناپذيريهايش‌  سبب‌ مي‌شود كه‌ سازمانهاي‌ آموزشي‌ نتوانند به‌ طرزي‌ شايسته‌ پاسخگوي‌ نيازهاي‌ جوانان‌ و جامعه‌اي‌ كه‌ در حال‌ تحول‌ سريع‌ است‌ باشند. در اين‌ وضعيت‌، شكست‌ تحصيلي‌ نتيجة‌ كاركرد نظام‌ آموزشي‌ است‌. همچنين‌ مي‌توان‌ مسئله‌ را در چشم‌اندازي‌ محدود تر ديد و شكستهاي‌ تحصيلي‌ در مدارس‌ را به‌ همان‌ شيوه‌اي‌ بررسي‌ كرد كه‌ ضايعات‌ در يك‌ كارخانه‌ بررسي‌ مي‌شود. محققانی که از این زاویه به بررسی شکست تحصیلی می پردازند از نظریه بروکراسی و سازمان استفاده می کنند.موضوع‌ عبارت‌ است‌ از دانستن‌ اينكه‌ آيا سازمان‌ خوب‌ است‌، آيا رفتارها طبق‌ هنجارها است‌، آيا مربيان‌ بر حسب‌ معيارها صلاحيت‌ حرفه‌اي‌ انتخاب‌ شده‌اند، آيا برنامه‌ها درست‌ اجرا مي‌شود، و غيره‌. خلاصه‌ كلام‌، محقق‌ دربارة‌ همه‌ آن‌ چه‌ كه‌ كارآيي‌ سازمان‌ را مشروط‌ مي‌كند، پرسش‌ خواهد كرد(محقق معین،1387). 

در درس  نظریه های جامعه شناسی با اندیشه پایه گذاران  و توسعه گران جامعه شناسی آشنا خواهیم شد . پیشاهنگ های جامعه شناسی كسانی  هستند كه آثارشان تا امروز بر متفكرین معاصر تاثیر گذاشته است و فهم نظریه های آنان برای درك عمیق نظریه های معاصر ضروری است. علاوه براین بدیهی است كه برای هر نوع نگرش به جامعه و مسایل اجتماعی داشتن درك نظری یا استفاده از یك چارچوب نظری اجتناب ناپذیر است.

هر محقق قبل از اینکه عملا به تحقیق بپردازد،باید خود را مجهز به نظریه یا نظریه هایی خاص کرده سپس براساس دست آوردهای تجربی،تائید و یا رد آن تئوری را  در محدوده قابل تعمیم مطالعه خویش مشخص نموده و به بررسی ابعاد گوناگون موضوع مورد مطالعه ی خود بپردازد.مطالعات تجربی بدون تئوری ابتر است. تئوری در حکم راهنمایی است که نحوه ی طرح مساله و تحقیق را برای محقق مشخص می نماید.

تعریف نظریه

آلن بیرو در فرهنگ علوم اجتماعی ذیل واژه ی تئوری می نویسد:»مجموع بینش های سازمان یافته و منتظم درمورد موضوعی مشخص را نظریه می خوانند». تئوری مجموعه ای از مفاهیمی است که به نحوی منطقی تنظیم شده و رابطه ی احتمالی میان دو پدیده یا بیشتر را بیان می کند.به بیان دیگر نظریه به تبیین روابط نسبتا پایدار میان واقعیت های عینی می پردازد و هدفش تببین روابط بین پدیده هاست (ادیبی و انصاری،1383، 30).

استاد فرامرزرفیع پور همین مضمون را به شكل دیگری بیان کرده است؛ او می نویسد:علم در پی گفتارهایی (قوانینی) درباره ی واقعیت هاست و جریانی را که به دستیابی به این گونه گفتارها منتهی می گردد،»جریان شناخت» و بررسی هایی را که درباره ی جریان های شناخت در زمینه های گوناگون و تخصصی علمی انجام می گیرند،تئوری های شناخت می نامند.این تئوری های شناخت در پی بررسی طرق دستیابی به محتوای شناخت(روش ها)،انگیزه ها،هدف ها،زمینه ها و ضوابط حقیقت جویی هر نوع شناختن هستند (رفیع پور،1367، 35).

 رفیع پور  در کتاب کند و کاو ها و پنداشته ها تئوری را «مجموعه ای از گفتارهایی که بر مبنای قواعد منطق با یکدیگر در ارتباط و مبین بخشی از واقعیت باشند» تعریف نموده است.وی هفت معیار ذیل را برای  ارزیابی  نظریه  ها مطرح نموده است:

1.     گفتارهای(قانون های) یک تئوری باید دارای چهار شرط باشند.این شروط عبارتند از: از نظر زمان و مکان نامحدود ،دارای تعداد مفعول های نامحدود، به صورت جملات اگر …پس، و از نظر تجربی قابل بررسی باشند.

2.     گفتارهای یک تئوری باید دقیقا آگزیوماتیزه باشند.

3.     متغیرهای موجود در هر قانون می بایست دقیقا تعریف شده باشد.

4.     بین متغیرهای مستقل و وابسته باید رابطه ی مستقیم و بالایی وجود داشته باشد.

5.     یک تئوری باید گویا بوده و قدرت تبیین زیاد داشته باشد.

6.     تئوری ها باید حتی الامکان در وضعیت های متفاوت و یا در برخورد با تئوری های رقیب مورد آزمایش قرار گرفته و طی آن قابلیت خود را نشان داده باشند.

7.     تئوری هایی که به آسانی قابل آزمایش هستند از ارزش بیشتری برخوردارند. هرچه نظریه كلی تر و دقیق تر باشد قابلیت آزمایش بیشتری دارد (رفیع پور ،1367،132).

برای مطالعه بیشتر در این مورد به فصل چهارم کتاب کندو کاو ها و پنداشته ها مراجعه فرمائید.

چند مفهوم مرتبط اما متفاوت

مفهوم(concept )در لغت به معنای انتزاع یا تجرید رویداد های  مشاهده  پذیر  و تفکر انتزاعی راجع به اشیا و پدیده هایی که ویژگی مشترک دارند؛تعریف شده است.مانند : میز،پیری،شکست تحصیلی ،طبقه اجتماعی یا نظریه اجتماعی. مفهوم میز یک مفهوم ساده است اما مفهوم نظریه جامعه شناختی یک مفهوم پیچیده است.برای رفع ابهام و توضیج برخی از پیچیدگی های نظریه جامعه شناختی به تعریف و توضیح چند مفهوم  مرتبط با این مفهوم می پردازیم.

تفکر اجتماعی Social Thought))

فهم و تصوری از خویشتن، دیگری ، نسبت خویش با دیگری ، جامعه و عوامل تاثیر گزار بر اینها. تفكر اجتماعی شامل چهار مفهوم  که درادامه  تعریف شده،          می گردد.همه مردمان در همه سرزمین ها دارای تفکر اجتماعی هستند.هر فیلسوف و جامعه شناسی متفکر اجتماعی هست؛ اما هر متفکر اجتماعی، فیلسوف یا جامعه شناس نیست.

ایده اجتماعی (Social Idea)

احساسی مبهم و ناروشن از وضع موجود و وضع مطلوب سیاسی و اجتماعی.هرفردی می تواند حامل یک یا چند ایده اجتماعی باشد.انواع اظهار نظر ها و بلکه نق زدن ها در باره مسائل اجتماعی که بعضاً  ممکن است منجر به هیجانات سیاسی گردد  از این چنس است.

فلسفه اجتماعی/سیاسی(Social/ Political Philosophy)

ترسیم یك نظام اجتماعی آرمانی بر اساس عقل بشری و استنتاج این نظام از یك سیستم فلسفی. نمونه‌های بارز فلسفه سیاسی و اجتماعی را می‌توان در اندیشه اجتماعی فیلسوفانی چون افلاطون، ارسطو، هابس، لاك، كانت و… مشاهده كرد.

نظریه اجتماعی (Social Theory)

نظریه اجتماعی زمانی شكل می‌گیرد كه ما آگاهانه تلاش می‌كنیم تا حیات سیاسی و اجتماعی را تحت مقولات و مفاهیم روشنی تبیین كرده، تا عمل سیاسی و اجتماعی را قاعده‌مند كنیم. بنا بر پاره‌ای از تعاریف، نظریه اجتماعی عبارت است از «هر شكل از نظریه‌پردازی انتزاعی درباره ماهیت جامعه انسانی، اقتصاد و عمل اجتماعی». «یك نظریه اجتماعی نظام‌یافته نه‌تنها می‌تواند به عنوان وسیله‌ای برای تبیین و فهم سیاست گذشته و حال به نظر آید، بلكه راهنمایی بالقوه، یا در واقع الزامی برای عمل سیاسی آینده است». «یك نظریه اجتماعی از یك سو معطوف به عمل سیاسی و اجتماعی و از سوی دیگر مبتنی بر مبانی نظری و فلسفی است». «نظریه اجتماعی تلاش برای سامان‌بخشی و توجیه نظری عمل هدف‌دار و معطوف به جامعه است. یك عمل سیاسی ممكن است مبتنی بر یك نظریه اجتماعی باشد و ممكن است نباشد، لیكن یقینا مبتنی بر یك ایده اجتماعی خواهد بود. برای مثال، در غرب نظریات فلسفی هابز، هیوم، كانت، فیلسوفان عصر روشنگری، لاك، جان استوارت میل، بنتام و… در شكل نظریه اجتماعی لیبرالیسم و دموكراسی و اندیشه‌های فلسفی فوئرباخ، ماركس، سن‌سیمون و پرودون و… به شكل نظریه اجتماعی سوسیالیسم و كمونیسم ظهور پیدا می‌كند و هر دو نظریه پشتوانه دو جنبش اجتماعی عظیم در قرون 19 و 20 قرار می‌گیرند.

 نظریه جامعه‌شناختی (Sociological Theory)

نظریه‌ای است كه بر اساس روش‌های علمی، مشخصا روش‌های تجربی و مورد پذیرش علم جامعه‌شناسی شكل گرفته و بر اساس همین روش‌ها مورد ارزیابی و قضاوت قرار می‌گیرد(عبدالکریمی[1]،1387).

مبانی فلسفی نظریه های جامعه شناسی 

جامعه شناسی فرزند فلسفه است.انسان از دیر باز در مورد امور ماوراءالطبیعه،موجودات و مسائل پیرامون و درون اجتماعات خود اندیشه ورزی داشته  كه حاصل آن ایجاد فلسفه های ماوراء طبیعی  ، طبیعی و اجتماعی است. هر سنت فلسفی اجتماعی لااقل متشكل از سه جزء خاص خود است:

  1. هستی شناسی( Ontology): واقعیت(جهان هستیFact , Reality)  و آنچه در باره آن می توان شناخت؛
  2. معرفت شناسی( Epistemology): ارتباط بین شناخت شناس و آنچه می توان شناخت؛
  3. روش شناسی( Methodology): چگونگی جستجوی آن چه می توان شناخت.

متفكرین در  طول تاریخ به تدریج  با اندیشه ورزی، سه سنت اصلی فلسفه اجتماعی را بنیاد گذاشته و پرورده اند   كه عبارتند از:فلسفه های اثباتی،تفسیری و انتقادی.

  1. سنت فلسفی  اثباتی( positivism): در این دیدگاه  واقعیت یک پدیده مادی مستقل است که باید آن را کشف کرد. از منظر اثبات گرایان ، واقعیت عینی بوده و به دور از هر ارزش و عاملی که باعث سوگیری شود،مشخص می گردد. از این  منظر  نظری برای کسب شناخت صرفا باید به متخصصان و علما مراجعه کرد.آنها سئوالات تحقیق یا ارزشیابی را صورت بندی کرده و تحت شرایط کاملا کنترل شده آزمایش می کنند تا به واقعیت دست یابند.
  2. سنت فلسفی  تفسیری( interpretationism ): از دیدگاه فلسفه تفسیری، واقعیت، یک پدیده مادی مستقل نیست بلکه تحت شرایطِ تجارب انسان بوده و به طور اجتماعی ساخته شده  و معانی متفاوتی می یابد. از نظر تفسیر گرایان ،معرفت ،ذهنی است و از تعامل بین شناخت شناس و موضوع شناخت شکل می گیرد.از این منظر نظری کسب شناخت صرفا از طریق توسل به علما صورت نمی گیرد؛ بلکه کارشناسان  به طور عام        می توانند از طریق درک ساختارها با ارائه تفسیر از واقعیت ها و تلاش به منظور پی بردن  و ساختنِ  نمونه های آرمانی مشاهدات خود، تلاش نمایند تا به اجماعی در باره آنها دست یافته و مسیر پر فراز و نشیب  شناخت  جهان هستی (واقعیت )را هموار نمایند.
  3. سنت فلسفی  انتقادی (criticalism ):از نگاه فیلسوفان انتقادی واقعیت دارای لایه های متعدد ،متنوع و پیچیده است. معرفت به مفهوم اثبات گرایانه،عینی نبوده و ارزشها از یک سو و قدرتها از دیگر سو در شکل گیری ساختار شناخت ،نقش  های خود را ایفا می کنند.به همین دلیل انتقادیون    درک واقعیت های چند لایه را چندان آسان نیافته اند.در مقوله روش شناسی از این منظر برای کسب شناخت باید به سراغ مردم در هر جا که هستند رفت.مردم وضع موجود(واقعیت) را تحریف شده می دانند،که باید عوامل پنهانی که نقش تعیین کننده در شکل گیری این تحریف داشته اند را شناسایی کرده و به یکدیگر بشناسانند.از منظر انتقادی ها مردم می توانند وضع موجود را تحلیل کرده تا زمینه تغییر و رهایی از شرایط محیطی نامساعد را  به نحوی دسته جمعی  و مشارکتی هموار نمایند.

نظریه های اجتماعی عمدتا  از سه  دیدگاه فلسفی ی  اثباتی، تفسیری و یا انتقادی  سرچشمه می گیرد.البته هریک از دیدگاههای عمده  فلسفی سه گانه اخیر شاخ و برگ ها و دیدگاههای  مکملی داشته که بیان آن در اینجا نفع معرفتی برای ما ندارد.استاد غلامعباس توسلی در کتاب نظریه های جامعه شناسی ذیل فلسفه اثباتی 6 مكتب و نظریه ی:اثباتی،اثباتی جدید،اكولوژی انسانی،كاركرد گرایی ساختی،رفتار گرایی اجتماعی و زیستی روانشناختی فرهنگ؛ و ذیل فلسفه تفسیری4 نظریه ی:تفهم فرهنگی،جامعه شناسی تفهمی و تفسیری ی عمل اجتماعی ،روانشناسی اجتماعی و پدیدار شناسی؛ و ذیل فلسفه انتقادی3 نظربه ی :جامعه شناسی و فلسفه اجتماعی،جامعه شناسی ایدئولوژیك در سنت كارل ماركس، و  اصلاح طلبی پیروان اصالت  انسان را قرار داده است.

طبقه بندی  های نظریه جامعه شناختی

نظریه های جامعه شناسی  با توجه به غلبه دیدگاه های  فلسفی و نظریه های اجتماعی در طول سالیان به تدریج در جستجوی  شناختِ واقعیت، شکل گرفته اند. دانشمندان جامعه شناس از بدو پیدایش این علم به تدریج به تكوین نظریه جامعه شناختی بر مبنای نظریه های اجتماعی همت گماشته و این كار بی وقفه ادامه دارد.طبقه بندی های بسیار متفاوتی از نظریه های جامعه شناسی برحسب :كشورهای دارای سنتِ فلسفی انتقادی (فرانسه ،انگلیس ،آلمان، امریكا )؛رشته علمی پیوسته یه جامعه شناسی(روانشناسی ،مردم شناسی و…)؛ مبانی فلسفی(اثباتی،تفسیری،انتقادی،…) و مقاطع تاریخی(قرن 19،آغاز قرن 20،بین دو جنگ جهانی و بعد از جنگ جهانی دوم،قرن 21)   صورت گرفته است.هیچ یك از این تقسیم بندی ها قطعیت علمی نداشته و با توجه به نفع معرفتی،  بسته به مورد از هركدام  از این طبقه بندی ها می توان بهره گرفت. برای کسب اطلاعات بیشتر به فصل اول كتاب نظریه های جامعه شناسی دكتر توسلی رجوع فرمائید.

در ادبیات جامعه شناسی برای طبقه بندی مباحث نظری این رشته از مفاهیمی همچون:نظریهtheory) )، مكتب((school ، الگو paradigm)   ) گفتمان(discourse)  و آئین doctrine)) استفاده می شود.این اصطلاحات بعضا معادل یكدیگر  و در برخی موارد  به عنوان جزئی از یكدیگر به كار می روند.توسلی مكتب را حوزه تفكر علمی یا گرایش های فكری و مشابه كه حول یك محور اندیشه اصلی و به همت یك بنیانگذار تشكیل می شود و پیروانش اصول و ضوابط و نحوه تفكر آن را دنبال می كنند تعریف كرده و اضافه نموده است كه  خط و مرز قاطعی  بین مكتب و  نظریه وجود ندارد.برخی مكنب را معادل پارادایم  و حتی گفتمان به كار برده و در درون آن چند نظریه قرار می دهند.

یک طبقه بندی از نظریه جامعه شناختی

نظریه جامعه شناختی متشكل از نظریه های بعضا بسیار متفاوت در باره موضوعات واحد است!! نحوه شكل گیری جامعه،ذات یا طبیعت جامعه و چشم اندازهای جامعه شناختی خاص؛ معیارهای سه گانه ی تفكیك نظریه های جامعه شناسانه از یكدیگر است. در یك نگاه می توان نظریه جامعه شناختی را به دو شعبه اصلی جامعه شناسی كلان (Macro-Sociology)و جامعه شناسی خرد (Micro-Sociology)تقسیم نمود. در جامعه شناسی کلان مطالعه جامعه به عنوان یك كلیت در دستور كار مطالعات  جامعه شناسنانه قرار دارد.در حالیكه در جامعه شناسی خرد این دستور شامل مطالعه افراد در درون جامعه است.

در  مقوله ارتباط افراد و جامعه در نظریه های  جامعه شناسی  كلان این جامعه است كه به افراد شكل می بخشد؛در حالیكه درست برعكس در نظریه های جامعه شناسی خرد این افراد هستند كه با عمل و عمل متقابل از راههای معنی دار جامعه را خلق می نمایند.

در مقوله ذات یا طبیعت جامعه در نظریه های جامعه شناسی كلان،جامعه شناسی به مطالعه واقعیت اجتماعی و راههایی كه جامعه بر رفتار افراد نفوذ می كند،می پردازد؛درحالیكه در نظریه های جامعه شناسی خرد واقعیت اجتماعی ساخته و پرداخته ذهن های فعالان اجتماعی بوده و جامعه شناسی ،مطالعه راههایی است كه افراد  دنیای اجتماعی خود را تفسیر و ایجاد  می نمایند.

در مقوله چشم اندازها در  نظریه های جامعه شناسی كلان نگاه به  ابعاد و اعماق جامعه و فهم اهمیت نسبی واقعیت اجتماعی از منظر هماهنگی یا تضاد گروه ها در جامعه صورت می گیرد؛ در حالیكه در جامعه شناسی خرد این نگاه و فهم از منظر اجماع یا مشارکت  افراد در جامعه است.

طبقه بندی اخیر الذكر از نظریه جامعه شناختی كامل نبوده و نظریه های پست مدرن (post modern )، نسبی گرایانه(relativistic )  و برخی دیگر از نظریه ها را در بر   نمی گیرد.این طبقه بندی در جدول ذیل  تحت عنوان چارچوب نظریه جامعه شناختی خلاصه شده است.جدول اجزاء و انواع سنت فلسفی  و نیز جدول ارتباط سنت های فلسفی با نظریه جامعه شناختی نیز در ادامه ترسیم شده است.

 چارچوب نظریه  جامعه شناختی

معیارها/سطح نظریه

جامعه شناسی خرد

جامعه شناسی كلان

شکل گیری جامعه

افراد

ساختارها

مطالعه ذات جامعه

معنا گرایانه ، ذهنی و تفسیری

اثبات گرایانه و عینی

چشم انداز به جامعه

اجماع/ مشارکت

هماهنگی/ تضاد

 

جدول اجزاء و انواع سنت های فلسفی

انواع سنت  های فلسفی

اجزاء هر  سنت فلسفی

انتقادی

تفسیری

اثباتی

عینی/ذهنی

ذهنی/وابسته به افراد

عینی/مستقل از افراد

هستی شناسی

دخالت ارز ش ها و قدرت ها در شناخت موضوع  مورد مطالعه

تعامل شناخت شناس با موضوع مورد مطالعه

انفکاک شناخت شناس از موضوع مورد مطالعه

معرفت شناسی

مردم از واقعیت آگاهی یافته و آن را در جهت منافع خود تغییر می دهند

کارشناسان از طریق گفتگو و رسیدن به اجماع در مورد واقعیت به توافق می رسند

دانشمندان با استفاده از روش تجربی واقعیت را می شناسند

روش شناسی


جدول ارتباط سنت های فلسفی،نظریه های جامعه شناسی و نظریه جامعه شناختی

ساختارها

شکل گیری جامعه

کلان

نظریه جامعه شناختی

 

 

 

 

 

علم جامعه شناسی

 

 

 

 

 

نظریه های جامعه شناسی

 

فلسفه علم جامعه شناسی

هستی شناسی

اثباتی

 

 

سنت های فلسفی

 

 

 

هستی شناسی ها

شناخت شناسی

اثبات گرایانه/عینی

مطالعه ذات جامعه

روش شناسی

هماهنگی/ تضاد

چشم انداز به جامعه

هستی شناسی

تفسیری

شناخت شناسی ها

شناخت شناسی

افراد

شکل گیری جامعه

خرد

روش شناسی

هستی شناسی

انتقادی

روش شناسی ها

معنا گرایانه/ ذهنی

مطالعه ذات جامعه

شناخت شناسی

اجماع/ مشارکت

چشم انداز به جامعه

روش شناسی

 

کاربرد نظریه جامعه شناختی در پیشرفت جوامع

پیشگامان جامعه شناسی در نظریه های اجتماعی نوآورانه خویش ،مسائل،فرضیه ها،یافته ها و توصیه هایی در چهار مقوله در هم تنیده:اقتصاد،سیاست،جامعه و فرهنگ را تحلیل و ترکیب نموده و  به نظریه نسبتا یکپارچه ای در فهم کلیت زندگی اجتماعی دست یافته اند.آشنایی با چنین نظریه های اجتماعی ما را به درک کلیت  اجتماعی از منظر هر یک از پیشتازان  سازنده و بنیانگذار علم جامعه شناسی نائل می گرداند.

هر یک از پشاهنگ های جامعه شناسی مجموعه مفاهیمی خاص و نوین  و یا نگاهی نو به مفاهیم کهنه را در قالب نظریه منسوب به خود مطرح نموده است.تلفیق نظریه های پیشاهنگان جامعه شناسی  در درجه نخست، فلسفه  ی علم جامعه شناسی را بنیاد گذاشته است. مطالعات جامعه شناسانه منجر به خلق نظریه های جامعه شناسی و  نهایتا تولید  دانشی تحت عنوان جامعه شناسی شده است. از متراکم شدن این دانش،  نظریه جامعه شناختی حاصل آمده است.

اشاعه این دانش و نظریه  توسط  معلمان،استادان و پژوهشگران  منجر به تربیت جامعه شناسانی شده است که وقتی در مقام سیاستگذاری، مشاوره و یا اجرا  قرار گرفته اند- از جمله در کشور  عزیز خودمان ایران- منشا خدماتی در راستای پیشرفت جوامع بوده و هستند.

آشنایی با نظریه های جامعه شناسی توانایی ذهنی دانشجویان را گسترش داده و عمق می بخشد.تعمق در نظریه های جامعه شناسی و به طور کلی نظریه جامعه شناختی،مهارت مساله یابی،خلق مفاهیم  و نیز فرضیه سازی را تقویت می نماید.مفاهیم علوم اجتماعی،مفاهیمی تجدید شونده هستند. برخی از اندیشمندان بر این پندارند که علوم انسانی و اجتماعی،چندان علمیتی ندارند!! دلیل این ادعا را هم از جمله بی ثباتی در تعاریف مفاهیمِ مطرح در این علوم   عنوان می نمایند.اما این بی ثباتی و ارائه تعاریف جدید شاخصی برای پیشرفته و پیچیده تر بودن علوم اجتماعی نسبت به  سایر علوم  است و نه عقب افتادگی و  نه دلیل و ادعای قابل قبولی برای عدم علمیت آن !!

البته بعضی از تعریف های نو ممکن است شخصی بماند و مورد تایید اهالی علوم انسانی و اجتماعی قرار نگیرد و یا حتی در موارد ی برخی  پندارها نیز به مثابه نظریه در این حیطه مطرح  گردد.اما سوای از اینها، مفاهیمی که در اجتماعات علمی بر روی آنها توافق بین الذهانی شكل می گیرد- مانند مجموعه مفاهیمی که پیشتازان جامعه شناسی همچون :کنت،دورکیم،مارکس،وبر  و دیگران مطرح نمودند- پرورش یافتند و تجدید شدند!! و این نشان از بالندگی ،پیشرفت و پیچیدگی علوم اجتماعی است .

از سوی دیگر آشنایی با نظریه های جامعه شناسی در شکل گیری فهم جدیدی از زندگی روزمره و واقعیات اجتماعی مورد مشاهده روزانه انسان ها دخالت دارد  و کاربرد  نظریه جامعه شناختی صرفا به فعالیت های علمی – پژوهشی  محدود نمی گردد. دفتر مبحث اول این جزوه را در همینجا بسته و در دفتر دوم به طرح نظریه های اجتماعی و آثار پیشاهنگ های جامعه شناسی پرداخته و در مبحث سوم باب بحث پیرامون آثار و نظریه های توسعه گران نظریه جامعه شناختی را خواهیم گشود.انشاءالله

 


[1] عبدالکریمی،بیژن،1387،سخنرانی در همایش کنکاش های مفهومی و نظری در باره جامعه ایران

 

Advertisements